گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
86
كورشنامه ( فارسى )
خلق و فراستش ثروت بىكرانى در آن مرز و بوم اندوخته كرد تا هروقت به آن نيازى پيدا كند به كمكش شتابند . بالاخره در سرحد ، اردوگاه را برقرار كردند . فرداى آنروز تنخواه و سپاهيان را به ميعادگاه مقرره نزد سياكزار فرستاد و خود همراه تيگران و بعضى از نواب ايرانى به شكار حيوانات ، كه در آن نواحى به كثرت وجود داشت ، پرداخت و بسيار خرم و خوشحال بود . به محض اينكه به سرزمين ماد رسيد به هريك از سركردگان مبالغى بخشود تا بين افرادى كه از خود لياقت نشان دادهاند توزيع نمايند . مىگفت هردسته وقتى مهيا و آماده شوند ، جمع آنان كه سپاه است نيز مستعد كارهاى بزرگ خواهد شد . خود نيز به هركس كه لياقت ابراز مىداشت انعام مىداد و او را تشويق و تقدير مىكرد و مىگفت بهترين نشانهء برازندگى يك سپاه ، رضايت افراد و سركردگان است . غالبا سركردگان و فرماندهان رسدها را گرد خويش حلقهوار جمع مىكرد و به آنان تعليمات مىداد و مىگفت : « دوستان من ، وقت آن فرارسيده است كه ما از سهم خود راضى و خشنود باشيم ، چه همهچيز به حد وفور در اختيار ماست و مىتوانيم به كسانى كه از خود شايستگى و لياقت نشان دادهاند ، پاداش نيك بدهيم و در حسن خدمت سرافرازشان سازيم . اما نبايد دقيقهاى غافل باشيم كه اين نعمت و بركت را از كجا و به چه وسيله فراهم نمودهايم . كمى فكر كنيد ، آيا اين توفيق را جز در سايهء همت ، شبزندهدارى ، كار مداوم ، قناعت و بالاخره پاىدارى در مقابل دشمن ، از طريق ديگرى مىتوان تحصيل نمود ؟ پس برماست كه پيوسته سربازانى شجاع باقى بمانيم و اين نكته را هرگز از ياد نبريم كه بزرگترين شادمانىها و گرانبهاترين ثروتها را از راه بردبارى و اطاعت و كار دايم و رشادت در برابر مخاطرات مىتوان به دست آورد . » بدينقرار ، كورش مىديد كه سربازانش روزبهروز بهتر در برابر خستگىها مقاومت نشان مىدهند ، و روحشان سلحشورتر مىشود ، و در برابر دشمن نه تنها جبن و هراس نشان نمىدهند ، بلكه به چشم خوارى و خفت به او مىنگرند و سلاح خود را بهتر به كار مىبرند ، و اطاعت و نظم را از همه بهتر مراعات مىنمايند . اين بود كه رفتهرفته به فكر اجراى نقشههايى كه قبلا طرح كرده بود افتاد . چون مىدانست كه اگر سركردهاى در موقع مناسب به اجراى نقشههاى خود نپردازد ، چه بسا كه آن نقشهها عقيم و مهمل خواهند ماند و ثمرهء مقدماتى خود را از دست خواهند داد . از جانب ديگر ، مشاهده مىكرد كه به علت رقابت بين سركردگان ، بسيارى از سربازان بناى بخل و حسادت گذاشتهاند و بدينسبب نيز مصمم شد زودتر به سرزمين دشمنان بتازد ، زيرا دريافت كه وقتى مردم در برابر خطرى قرار گيرند ، تن به كمك يكديگر مىدهند و ديگر نسبت به كسانى كه سلاح خوب در دست دارند و درصدد كسب افتخار و نيل پيروزى هستند